تاتی....تاتی....
قلب مامان امروز سه قدم راه اومد پرید بغل مامان.....شکرت خداجون خیلی ذوق زده شده بودم ،جالبه فقط سمت من میومد هرچی اجیش میگفت طاها ماشاالله تاتی کن بیا پیش اجی ،نمیرفت،برمیگشت پیش من:-) ذوق مرگ شدم امروز
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۴ساعت 21:25 توسط ک.م |
برچسب: تاتیتاتی,
نویسنده: آدرین میرزایی